عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
868
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
كرده و ) آمرزيده شده باشد و تو خودت را يك گناه كوچك بر نفست ايمن مباش كه ممكن است براى آن به عذاب دچار كردى 4 يا بن آدم اذا رايت اللّه سبحانه يتابع عليك نعمه فاحذره و حصّن النّعم بشكرها : تو اى آدميزاده هر آن گاه ديدى كه خداوند سبحان نعمتهايش را پياپى بر تو فرو مىبارد همان موقع از وى بترس و نعمتها را بوسيلهء سپاسگزارى به بند دركش ( كه اگر كفران كنى نعمت فورا قطع خواهد شد ) 5 يا دنيا يا دنيا اليك عنّى ا بى تعرّضت ام الىّ تشوّقت لا حان حينك غرّى غيرى لا حاجة لى فيك قد طلّقتك ثلاثا لا رجعة فيك فعيشك قصير و خطرك يسير و املك حقيراه من قلّة الزّاد و طول الطّريق و بعد السّفر و عظم الورد : اى دنياى غدّار و اى زال مكّار آيا تو را كار بدانجا كشيده است كه متعرّض على شوى و مرا بسوى خويش كشيدن خواهى برو كنار كه على مردى نيست كه تو بوى نزديك گردى تو برو ديگرى را بفريب كه مرا در تو نيازى نيست و من تو را سه طلاق گفتهام و رجوعى براى من در تو نيست زيرا كه زندگانى در تو كوتاه و قدر و منزلتست اندك و آرزويت كوچك است ( و آنان كه در تو دل بستهاند جغدانى چندند كه بويرانه ساختهاند و كركسانى اند كه از مردار گنديدهتر بطعامهاى لذيذ بهشتى و روحانى نپرداختهاند ) . واى واى كه تا چه اندازه توشه كم است و راه دراز و سفر دور و فرودگاه بزرگ و سخت ( از اين كريوههاى تنگ و گردنههاى سخت چسان گذشتن بايد بندگان خداى توشه و مركب اين راه پر خطر ترس و تقواى از خدا است از آن غافل مىباشد ) 6 يا عبيد الدّنيا و العاملين لها اذا كنتم فى النّهار تبيعون و تشترون و باللّيل على فرشكم تتقلّبون و تنامون و فيما بين ذلك عن الأخرة تغفلون و بالعمل تسوّفون فمتى تفكّرون فى الإرشاد فمتى تقدّمون الزّاد و متى تهتّمون بامر المعاد شما اى بندگان دنيا و كاركنان براى آن اگر بنا شد شما در روز سرگرم خريد و فروش و شب در رختخوابهايتان از اين پهلو بدان پهلو بغلطيد و بخوابيد و در اين ميان از آخرت غافل مانده عمل براى آن را پس بيندازيد